سيد محمد كمره اى
364
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
براى ديدن شما آمديم . بعد من هم برگشته به خانه آمديم . صحبت از اطراف و متفرقه شده ، در زدند . آقاى عين الممالك آمده ، ايشان هم مذاكره داشتند كه آقاى مرآت الممالك تلفن زده بود كه ملاقات نماييم ، ايشان هم حالا خواهند آمد . ساعتى نشسته مشغول صحبت متفرقه شديم . بالاخره نزديك غروب آقايان خلخالى و نجمآبادى بلند شده رفتند . من و عين الممالك هم از خط راه مرآت گفتيم كه برويم يا در راه ، يا در خانهاش ملاقات نماييم . از خانه بيرون رفته ديديم كه مرآت مىآيد . برگشتيم به خانه . فضولىهاى ويستادهل سه نفرى نشسته در خصوص ويستادهل كه سابقا به پرنى مستشار عدليه نوشته بود كه تكليف دوسيه متهمين كميته مجازات را عدليه چرا معين نمىكند ، پرنى در جواب با كمال سختى نوشته بود كه تو رئيس پليس هستى و حق اينگونه فضولىها را ندارى . به تو چه مربوط كه در امر غيراجرا مداخله مىكنى ؟ و اينكه ويستادهل چند روز قبل از اين پنج هزار تومان ماليه به او از تحديد ترياك حواله كرده بود ، چون به او نداده بودند ، آمده بود پشت اتاق وزراء و بناى فحاشى كه هيئتى كه مىداند به حواله او پول نمىدهند غلط مىكند حواله مىدهد . وزير ماليه دروغگو است . و سه روز قبل لباس شهرى پوشيده بود و اجازه مرخصى به شميران خواسته بود . وزارت داخله گفته بود تو رئيس پليس و نظم شهر هستى ، يا بايد حاضر سر خدمت باشى يا اينكه استعفا بدهى . بيورلنگ هم روز پنجشنبه ديروز گفته بود روزى پانصد تومان مخارج محبوسين و عليق سوارهاى امنيه و يوميه لازم نظميه است ، امروز نرسيده . گفته بودند شنبه به تو پول مىدهيم . گفته بود من نمىتوانم راه بيندازم ، اگر ندهيد در محبس نظميه را باز مىكنم و هرچه محبوسين است بيرون مىكنم . حكيم الملك گفته بود هر كارى مىخواهى بكن و فحش داده بود . ساعت يك از شب آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمد ، او هم نشسته ، ساعت دو بلند شده ، من هم با آنها بيرون آمده تا كمر خيابان اميريه مرآت و عين الممالك و آقا شيخ محمد تقى هركدام به منزلشان ، من هم قصد رفتن منزل ميرزا عباسقلى خان كمرهاى را داشته ، ديدم موقع گذشته ، به خانه مراجعت ، دمى